خرید بک لینک
نمی دونم تا حالا به کربلا سفر کردی یا نه ؟ اگه نرفتی ارزو می کنم خیلی زود قسمتت بشه و اگه رفتی ....دیگه نیازی به توضیح نداری ... یادته ورودی حرم از سمت بین الحرمین ؟ زمین سراشیبی داره.. پاتو که توی صحن می ذاری ...جلوتر که میری...اذن دخول که می خونی...در ورودی رو که می بوسی...اشکت که جاری می شه ... برای تو رفتن وقت خوبیه ُ باچشمهای خیس از اشک و با تن خسته از سفر... چشمت که به حرم میفته...دست که روی سینه می ذاری... و بعد از یه عمر حسرت دیدن شش گوشه با بغضی به وسعت سالهای انتظار می گی : السلام علیک یا اباعبد الله ...

برچسب: نویسنده: آرتمیس حیدریان تاريخ: جمعه 10 آذر 1396 ساعت: 15:30

وقتی بدون اینکه خودت هم بدانی کجا آشفته حال و سردرگممیروی میدوی طپش های قلبت راه را نشان میدهدنفس هایت به شماره می افتدو ناگهان ...سر بلند میکنی و چشمت به خورشید می افتد... به قبله... به نور...میباریانگار که گمگشته ات را یافته ایبعد هزار و چندی سال...پیراهن یوسفت بوی سیب میدهد و تو مست از وصال به سجده می افتیاما عجیب این کهمیبینی و دلتنگتر میشویمی یابی و بیشتر میخواهی... اشک هایت اذن دخول نخوانده راهی میشوندو راه را نشانت میدهنداز باب الکرامه که وارد شوی خودت را غرق در کرامات حضرت عشق میکنی جلوتر میروی با سیل همراه میشوی و ناگهان... جهان از حرکت می ایستدزمان به احترام شکوه این لحظه سکوت می کند و تویی و یک بهشت شش گوشهزبانت بند می آیدفطرس وار از همان دور زانو می زنیبا بالهای شکستهدستت را ر

برچسب: نویسنده: آرتمیس حیدریان تاريخ: جمعه 10 آذر 1396 ساعت: 15:30

صفحه بندی